واران
واران. (و)بلاگ (ا)زادی (ر)شد و (ا)بادانی ایرا(ن).واران به زبان لکی مترادف باران است . _ بنیاد ازادی رشد و ابادانی ایران (باران)بنیادی به مدیریت سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران و رئیس مرکز بین المللی گفتگوی تمدنهاست که لینک ان را درلینکستان وبلاگ می توانید مشاهده کنید.در این وبلاگ سعی بر ان است که با تبیین اندیشه مرقی و جدید جمهوری اسلامی ، به نقد اشتباهات و انحرافات به وجود امده در حاکمیت و جامعه بپردازد . نقد و انتقاد کماکان در جامعه امروز ما مستلزم پرداخت هزینه است و متاسفانه وبلاگ من فیلتر است برای دسترسی راحت و بدون فیلتر به وبلاگ میتوانید از ادرس v.aftablog.comاستفاده کنید


گر خدا بودم ملائك را شبی فریاد می كردم
سكه خورشیدی را در كوره ظلمت رها سازند
خادمان باغ دنیا را ز روی خشم می گفتم
برگ زرد ماه را از شاخه شبها جدا سازند
نیمه شب در پرده های بارگاه كبریای خویش
پنجه خشم خروشانم جهان را زیر و رو می ریخت
دستهای خسته ام بعد از هزاران سال خاموشی
كوهها را در دهان باز دریا ها فرو می ریخت
می گشودم بند از پای هزاران اختر تبدار
میفشاندم خون آتش در رگ خاموش جنگلها
می دریدم پرده های دود را تا در خروش باد
دختر آتش برقصد مست در آغوش جنگلها
می دمیدم در نی افسونی باد شبانگاهی
تا ز بستر رودها چون مارهای تشنه برخیزند
خسته از عمری بروی سینه ای مرطوب لغزیدن
در دل مرداب تار آسمان شب فرو ریزند
بادها را نرم میگفتم كه بر شط تبدار
زورق سرمست عطر سرخ گلها را روان سازند
گورها را می گشودم تا هزاران روح سرگردان
بار دیگر در حصار جسمها خود را نهان سازند
گر خدا بودم ملائك را شبی فریاد می كردم
آب كوثر را درون كوزه دوزخ بجوشانند
مشعل سوزنده در كف گله پرهیزكاران را
از چراگاه بهشت سبزتر دامن برون رانند
خسته از زهد خدایی نیمه شب در بستر ابلیس
در سراشیب خطایی تازه میجستم پناهی را
می گزیدم در بهای تاج زرین خداوندی
لذت تاریك و درد آلود آغوش گناهی را

?سیوان | در شنبه 17 مرداد 1388 ساعت 03:59 قبل‏ازظهر | پیوند | [ 1 ] نظر | ارسال نظر
نظر | سه شنبه 20 مرداد 1388
شهرزاد قصه گو گفت:
درود سیوان
نظرات خصوصیت رو چک کن