*****واران*****
واران. (و)بلاگ (ا)زادی (ر)شد و (ا)بادانی ایرا(ن).واران به زبان لکی مترادف باران است . _ بنیاد ازادی رشد و ابادانی ایران (باران)بنیادی به مدیریت سید محمد خاتمی رئیس جمهور پیشین ایران و رئیس مرکز بین المللی گفتگوی تمدنهاست که لینک ان را درلینکستان وبلاگ می توانید مشاهده کنید.در این وبلاگ سعی بر ان است که با تبیین اندیشه مرقی و جدید جمهوری اسلامی ، به نقد اشتباهات و انحرافات به وجود امده در حاکمیت و جامعه بپردازد . نقد و انتقاد کماکان در جامعه امروز ما مستلزم پرداخت هزینه است و متاسفانه وبلاگ من فیلتر است برای دسترسی راحت و بدون فیلتر به وبلاگ میتوانید از ادرس v.aftablog.comاستفاده کنید
انسانم ارزوست...


?سیوان | در شنبه, دي 26 ساعت 09:58 قبل‏ازظهر | پیوند | [ 2 ] نظر | ارسال نظر
نظر | شنبه, بهمن 17
حسنا گفت:
زمستان است ... سرها در گریبان ... به فکر بهار انقلاب!!!...آه

نظر | يكشنبه, بهمن 18
مریم گفت:
در این خاک زرخیز ایران زمین
نبودند جز مردمی پاک دین

همه دینشان مردی و داد بود
وز آن کشور آزاد و آباد بود

چو مهر و وفا بود خود کیششان
گنه بود آزار کس پیششان


همه بنده ناب یزدان پاک
همه دل پر از مهر این آب و خاک

پدر در پدر آریایی نژاد
ز پشت فریدون نیکو نهاد

بزرگی به مردی و فرهنگ بود
گدایی در این بوم و بر ننگ بود

کجارفت آن دانش و هوش ما
که شد مهر میهن فراموش ما

که انداخت آتش در این بوستان
کز آن سوخت جان و دل دوستان

چه کردیم کین گونه گشتیم جوار؟
خرد را فکندیم این سان زکار

نبود این چنین کشور و دین ما
کجا رفت آیین دیرین ما؟

به یزدان که این کشور آباد بود
همه جای مردان آزاد بود

در این کشور آزادگی ارز داشت
کشاورز خود خانه و مرز داشت

گرانمایه بود آنکه بودی دبیر
گرامی بد آنکس که بودی دلیر

نه دشمن در این بوم و بر لانه داشت
نه بیگانه جایی در این خانه داشت


از آنروز دشمن بما چیره گشت
که ما را روان و خرد تیره گشت


از آنروز این خانه ویرانه شد
که نان آورش مرد بیگانه شد

چو ناکس به ده کدخدایی کند
کشاورز باید گدایی کند



به یزدان که گر ما خرد داشتیم
کجا این سر انجام بد داشتیم


بسوزد در آتش گرت جان و تن
به از زندگی کردن و زیستن


اگر مایه زندگی بندگی است
دو صد بار مردن به از زندگی است


بیا تا بکوشیم و جنگ آوریم
برون سر از این بار ننگ آوریم